تبليغاتX
مخالفم و امضاء می کنم
The Hunger Site
The Child Health Site
The Literacy Site
The Animal Rescue Site
The Breast Cancer Site
خنياگران شب
خنياگران شب

 

" بر خلاف کليسا که با وعده ی پاداش به درستکاران و مجازات به گناهکاران از جاودانگی روح فردی سخن می گويد، تولستوی جاودانگی شخصی را نمی پذيرد؛ همچنانکه اميد پاداش گرفتن شخصی برای اعمال نيک، يا اين تفکر را که بدکاران مجازات خواهند شد را رد می کند. همه ی اين ها افسانه های خيالی برای یچه های کوچک است. ماجرای اخلاقی تولستوی پيچيده تر از اين هاست: او از حقوق بشر سخن نمی گويد، او فقط بر تکاليف انسان تاکيد می کند. برای چه با اين بی اهميتی از خشنودی يا عدالت در سطح فردی و شخصی دست می شويد؟ زيرا فرديت، چيزی زودگذر و ميرا در انسان است. از نظر تولستوی، نقش هر مذهب حقيقی، مفهوم بخشيدن به زندگی است، مفهومی که می پندارد همه چيز با مرگ نابود نمی شود."

 

                               + دراگان ندلجکويچ، آرمان زندگی حقيقی از نظر تولستوی

 

---خنیا


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | 85/08/23 | نظرات :

 

 " شعرهای سهراب سپهری، به ويژه از صدای پای آب، تا ما هيچ ما نگاه که توفيق و شهرت سپهری مرهون آن هاست، فرزندان خلف و نا خلف جيغ بنفش و آواز روشن اند. . . بيشتر کارش حساميزی مجرد از انديشه است. اين حساميزی گاهی در خانواده آواز روشن قرار می گيرد که حرف هايی ازين نوع حاصل می شود:

«  بالش من پُر آواز پر چلچله هاست»

«واژه را بايد شست»

«نرم و آهسته بياييد مبادا که ترک بردارد

چينی نازک تنهايی من»

و زمانی، و بيشتر متاسفانه، از اين مقوله:

«بارش شبنم روی پل خواب

پرش شادی از خندق مرگ

گذر حادثه از پشت کلام»

که می توان جدول ضربش را با چند اسم مصدر و چند اسم ذات و اسم معنی تا بی نهايت ادامه دارد و مثلا «بلا تشبيه» گفت :

جهش صاعقه از فرق تگرگ

تپش زندگی از ساقه به صبح

وزش حسرت از چشم به باغ

الی غيرالنهايه. که محصول جدول ضرب خانواده کلمات و در عمل نوعی تردستی در سبک شعر است و سبک او منحصر است در بالا بردن بسامد حساميزی به معنی اعم کلمه، يعنی همان جای خانواده کلمات را در هم ريختن که ممکن است مدتی ذهن های خالی و ناآزموده را به خود مشغول کند ولی آينده ای برای آن در قلمرو هنر نمی توان پيش بينی کرد.

به نظرم در قسمت اعظم شعرهای او به ويژه کارهای آخرينش : ما هيچ ما نگاه، جيغ بنفش است که بر آواز روشن غلبه کرده است. شعر او، در کل، زنجيره ای است از مصراعهايی مستقل که عامل وزن، بدون قافيه، آنها را به هم پيوند می دهد و به ندرت دارای ساخت شعری است و به تعبير نو صورت گران روسی امثال لتمان فاقد پيرنگ شعری است به همين مناسبت دورترين کسی است از نيما و اخوان و شاملو و به نظرم می توان گفت نوعی شعر سبک هندی جديد است که مجازهای زبانی بيشترين سهم را در ايجاد آن دارند. اگر نيما و اخوان و شاملو طرح هايی از ناصر خسرو، فردوسی و مسعود سعد باشند او هم طرحی است گرچه کوچک از صائب يا بيدل.

 به هرحال خواستم اين نکته را بگويم که سپهری تمام عمرش بيش از آنکه صرف شعر گغتن شود صرف کوشش در راه رسيدن به سبک شعری شد و با صدای پای آب به سبک شعری موفقی رسيد و همان سبک، در ما هيچ ما نگاه، بلای جان او شد و مشتش را در برابر خواننده دقيق و هشيار باز کرد. . ."

                                        + محمد رضا شفيعی کدکنی، موسيقی شعر.

 

---خنیا


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | 85/08/12 | نظرات :

 

 

هنوز رويای سرزمين آبی می بينم

دنيايی با کودکان خندان

با آسمانی که شب هايش هنوز ستاره دارد

و روزهايی که طعم گيلاس می دهند.

دنيای خاکستری من اما

هنوز غرق است

 در خون های جاری از چشمان مادران

آه های پدران در بند

کودکان گرسنه ی پر درد.

 

کوله  بر می دارم

به سوی ايستگاهی که مرا به کوی مردمان آسمان آبی خواهد  برد

قطارهای پر می گذرند

کوله بر دست مانده ام،

پشت سر؛ خانه ام که می سوزد

همسايگانم بازمانده ها را جدا می کنند

                       دور از چشم يکديگر

پليسی که با چوب سردش بر سری می کوبد

فريادی که در گلو می خشکد.

 

قطاری ديگر می آيد

تا سرزمين آبی راهی نيست.

يک يک می روند،

هنوز بر جايم،

لبخند های تمسخرشان را می شمارم.

 

پشت سر خانه ام ويران،

درونم دنيايی ويران

می خواهم فرياد بر آورم

دست مشت می کنم

يکی جيبم خالی می کند

يکی کيفم می برد

يکی با چماق بر سرم می کوبد.

آن سوی ريل مردی شيک پوش سيگار برگش را دود می کند

من مانده ام و آخرين قطار می رسد

تا سرزمين آسمان آبی راهی نيست

دلم می لرزد

با دستی خالی و تنی برهنه هنوز بر جای مانده ام. . .

 

خنیا


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | 85/08/03 | نظرات :